اولین آلبوم – ۱۹۸۴

You're My Heart, You're My Soul

تو در قلب منی تو در وجود منی

در عمق قلبم،آتشی است – قلبی سوزان
در عمق قلبم، آرزوئی است، برای آغاز
من در احساساتم می میرم
دنیای من در خیالات است
من در رؤیاهایم زندگی می کنم،در رؤیاهایم

تو در قلب منی،تو در وجود منی
هر جا که بروم، جلوه گرش خواهم کرد
تو در قلب منی ،تو در وجود منی
تو را برای همیشه نگه خواهم داشت، همواره در کنارت خواهم ماند

تو در قلب منی ،تو در وجود منی
آری احساس میکنم که عشقمان شکوفا میشود
تو در قلب منی ،تو در وجود منی
این تنها چیزی است که واقعا میدانم

بیا در را ببندیم و به قلب سوزانم ایمان بیاوریم
راحت باش ، بیا و آتشی در قلبت بیفروز
شمعها را روشن نگه خواهم داشت
بگذار وجودت در من آب شود

You Can Win If You Want

اگر بخواهی میتوانی برنده باشی

تو وسایلت را در خورجینی بسته بندی کردی
و رفتی حتی نگاهی هم به پشت سرت نیانداختی
با انگشتان پر از انگشتر و ناخن های لاک زده ات
به هر کجا که روی موسیقی همراه توست
تو در دنیای شعر های کوچک جایی نداری
ولی فکر میکنم تو همان دختری هستی که من میخواهم
با انگشتان پر از انگشتر و ناخن های لاک زده ات
تو این شهر کوچک را به مقصد نامعلومی ترک کرده ای…

اگر بخواهی حتما میتوانی برنده باشی
اگر بخواهی حتما برنده خواهی شد
در مسیرت خواهی دید
که زندگی چیزی فراتر از یک خیال است
دستم را بگیر ئ به دنبالم بیا
اری تو در زندگیت
دوست تازه ای پیدا کرده ای

اگر بخواهی حتما میتوانی برنده باشی
اگر بخواهی حتما برنده هستی
اه بیا و از فرصت استفاده کن
و یک عشق تازه و و حشی به دست اور
در تاریکی شب دست مرا بگیر
اری احساسات تو واقعیت دارند
پس بگذار درکنارت باشم…

اری اگر تنها باشی تاریکی تو را فرا میگیرد
وشاهراه های بی انتها همیشه در مقابلت خواهند بود
تو فرسنگها دور از خانه ای
ولی هرگز نمیتوانی به خانه تلفن کنی
یک کار دائمی و یک مرد جوان و خوش سیما…
این چیزی بود که پدر و مادرت برای اینده ی تو در نظر گرفته بودند
ولی تو با انگشتان پر از انگشتر و ناخن های لاک زده ات
داستان تو اینگونه ادامه می یابد…

 

There's Too Much Blue In Missing You

بخاطر از دست دادنت بسیار غمگینم

احساس میکنم عشق تو نسبت به من رو به نابودی است
همچون برگهایی که از رو درخت به زمین می افتد
تو به من میگویی که این پایان ماجرا نیست
پس کجاست ان عشقی که رهایش کردی
رهایش کردی. رهایش کردی…

بخاطر از دست دادنت بسیار افسرده و غمگینم
قبول دارم که احمق بودم
ولی قبل از خداحافظی بیا
بیا یکبار دیگر با هم بودن را تجربه کنیم
هنوز نمی توانم ان همه عشقی که به یکدیگر داشتیم فراموش کنم
بخاطر ازدست دادنت بسیار افسرده ام
اه باور کن که قلبم صادق است
هر روز که میگذرد
ذره ای از عشق تو را با خود میبرد

رهایش کن
اسانترین راه حل همین است
نگاهم کن من همان ادم خوشبختم
ولی بدون احساسات.نمیتوانی قدرتمند باشی
اگر چه در تاریکی شب صدایت میزنم
تا صدایت را بشنوم
و تو را در عمق وجودم احساس کنم…

 

Diamonds Never Made A Lady

الماسها هرگز خانومی به وجود نیاورده اند

اه.قلب من شب هنگام برای تو میگیرد
اه خدایا.تو احساس حماقت نمیکنی؟
تو خودت را با ثروت یک ثروتمند فریفته ای
تو گمان میکنی این عشق واقعی است ولی او اهمیتی نمیدهد
و یکی از همین روز ها
تو غافلگیر میشوی…

من میدانم
الماسها هرگز یک خانوم .یک عاشق
و یا یک دوست به وجود نیاورده اند
الماسها هرگز خانومی به وجود نیاورده اند
ومن می دانم که روزی تمام[
ارزوهایت به باد خواهند رفت.

شبهایی را که در کالیفرنیا گذراندی
و کسی که تو عاشقانه در کنارش بودی
همگی فقط یک رویا بود.
ولی نور تمام المسهای درخشان
هم نمی توانند یک زندگی ارام یا
رویاهای شیرین به تو ببخشند.

اه خدایا
تو واقعا گمان میکنی موفق شده
تو فکر میکنی با بهترین و بیشترین مخارج
قلب تو پیروز شده است
تو نوشیدنیهای گران قیمتی چون شامپاین و خاویار میخوری
و در صندلی عقب اتومبیلت تلویزیون رنگی داری
ولی یکی از این روز ها
تو غافلگیر می شوی…

The Night Is Yours, The Night Is Mine

شب برای من و توست

شب برای من است
شب برای توست
عزیزم خواهش میکنم کمی صبر کن
دیدن چشمهای جادویی توگویی بهشت است
نیاز را در من احساس کن
شب متعلق به من و توست
عزیزم خواهش میکنم کمی صبر داشته باش
بهشت چشمان تومرا به اوج اسمان می بردو من عاشق تو هستم
عشق احتیاج به زمان دارداین یک حقیقت است
عشق یک بازی نیستکه یکی دو شب سرگرمت کند
قلبم را تسخیر کن و بیا امشب به عشق واقعیت ببخشیم
ما در زیر نور ملایم ماه خواهیم رقصی
در رویاهای تو اکنون به حقیقت پیوسته اند
و تو اکنون در کنارم خواهی مان
من سعی خواهم کرد به رویاهایت واقعیت ببخشم
به من اعتماد کن عزیزم
من کاری به غیر از این نمی کنم
نیازی نیست چنینن سرد و بی روح باشی. عشق احتیاج به زمان دارد
و این قانون طلایی عشق است
رویاهای و امروز به حقیقت پیوسته است
و اکنون جاودانه اند…
عزیزم هنگامی که لبخندت را میبینم
تخیلاتم دیوانه وار به هر سو راونه می شوند
عشق به من احساس خوبی می بخشد
در طول شب به من کمک کن
گاهی اوقات تو در عشقمان بی میل وگاهی اوقات سرکش هستی.
ولی عشق امشب به من احساس خوبی بخشیده است…

Do You Wanna

آیا می خواهی؟

من صدای تپش قلب تو را می شنوم. تپش قلب تو را…
که فکر مرا به بازی گرفته است
اه من می خواهم مرا در بر بگیری
درست مثل اینکه در حجابی فرو رفته ام
اما حالا در کنار تو
ولی تنهای تنها هستم
اری می خواهم که پیش من بازگردی

فکر میکنم تو هم همین را میخواهی
اکنون من به تو هیجان تازه ای می بخشم
هنگامی که اشک میریزی مرهم تو میشوم
اری من امشب طبیب عشق تو خواهم بود…
ایا امشب میخواهی در کنارم باشی؟
ایا میخواهی امشب خوشحالم کنی
ایا میخواهی. اگر میخواهی

هرچه نیاز داری با خود ببر…
ایا میخ واهی ان را خوشایند کنیم؟
ایا میخواهی امشب . شبی بهشتی باشد؟
اه عزیزم میخواهی؟ اگر می خواهی
هرچه نیاز داری با خود ببر…
من صدای تپش قلب تو را می شنوم. تپش قلب تو را…
که عشق بیشتری طلب می کند

اه من نیازمند شنیدن این تقاضا هستم
مانند رقاصی که به صحنه ی رقص نیاز دارد
اما حالا تو تنها کسی هستی
که در کنار منی

پس اکنون به من بگو که چه وقتی باز می گردی؟
تمامی انچه را که من میخواهم همین یک کلمه است
و اکنون به تو هیجان تازه ای می بخشم
هنگامی که اشک میریزی مرهم تو میشوم
اری من امشب طبیب عشق تو خواهم بود…

Lucky Guy

دوست خوشبخت

من صدای قلبت را میشنوم
صدای حرکتش را احساس میکنم
من بارها و بارها
صدای بی پایان اخرین
تپش آن را میشنوم
من گل ها را
باران را حس میکنم
و بارها و بارها
بدون پایان
آخرین کلمات تو را میشنوم…

من دوست خوشبخت تو خواهم شد
من دوست خوشبخت تو خواهم شد
فردا هنگامی که همه چیز سروسامان بگیرد
فردا هنگامی که من با تو خواهم بود
فردا هنگامی که قلب تو بی تابی میکند
من به عشق ورزیدن به تو ادامه خواهم داد
من افسون را حس میکنم
هیچ چیز غم انگیزی وجود ندارد

من دوباره بارها و بارها
صدای خنده ی ی پایان
تو را میشنوم
میبینم که را میروی
میشنوم که سخن میگویی
و من دوباره بارها و بارها
بدون پایان
عشق تو را احساس میکنم…

One In A Million

یکی در هزاران هزار

تو در میان هزران هزار نفر بی همتایی
تو در میان هزاران هزار نفر بی همتایی
تو عشثق منی
تو همه چیز منی
تو در میان هزاران هزار نفر بی همتایی
تو در میان هزاران هزار نفر بی همتایی
آن هنگام که در کنار بودی

مرا با زیباییها و افسونگری هایت به دام انداختی…
اه زندگیم چه پوچ است
من صدای تپش قلبنت را
در اعماق شب می شنوم
به تو بسیار نیازمندم
و بدان که نمی توانم به تو اجازه ی رفتن بدهم

چراغ ها را کم نور کن
و بگذار درکنارت باشم
این شب متعلق به من و توست
و تو فقط امشب به نظر من
سر حال می آیی…
درست همانند یک کودک
گاهی اوقات بی احساس
و گاهی اوقات سرکش هستی
تو می فهمی که من گاهی اوقات
مردانه فکر میکنم
امشب همینجا بمان
و بگذار در کنارت باشم
تو برای من بی همتایی
تو رویای منی. تو حقیقت منی…

Bells Of Paris

ناقوسهای پاریس

آه من قلب پاره پاره ی خود را تقدیم تو کردم
تو مرا در کنار خود نگه داشتی تا اینکه شب تمام شد

آه قلب کوچک من غمگین است
وقتی تو به من برخورد کردی
تو خیلی قوی به نظر می رسیدی
الان داری به چشمان من مینگری
و من نیاز را حس میکنم
من سعی میکنم که به رویاهایت واقعیت بخشم
کار دیگری انجام نخواهم داد
غیر از عشق ورزیدن به تو
من هرگز به تو دروغ نخواهم گفت

ناقوسهای پاریس
تو قلبم رو دزدیدی
ناقوسهای پاریس
یاد آن روز رو زنده کن
ناقوسهای پاریس
وقتی را در شانزلیزه دیدم
در آن رستوران قدیمی
ناقوسهای پاریس
تو به سوی من می آیی
ناقوسهای پاریس
مثل یک رویا
ناقوسهای پاریس
من تو را در زیر نور پاریس دیدم
و آهسته پایین آمدم
تو زیر نور چراغ رستوران قدیمی می ایستس

تو مثل شعله فروزانی که قلبم رو تکه تکه می کنی
و در تاریکی شب زیر نوری جادویی به رقص در آمدی
و به حیاط من شروعی دوباره عطا کردی
آه تو از عشق من روح تشنه ای خود را سیراب کردی
و من در چشمان تو ملکه ای میبینم
میخواهم دست مرا در دستت بگیری تا به دیار رویاها برویم
من تو را به بهشت خوام برد

کلیه حقوق مادی و معنوی برای وبسایت طرفداران مدرن تاکینگ محفوظ است. © 2009-2015
طراحی و بومی سازی پوسته توسط اسرا