مصاحبه ی اختصاصی توماس اندرس با هفته نامه Liter


در نیمه دوم دهه 80  شاید “  مدرن تاکینگ “  محبوب ترین گروه در اروپا بود.

چرا که این گروه که تنها 3 سال از تولدش می گذشت موفق به تولید 6 آلبوم و فروش فوق العاده ی  بیش از 50 میلیون نسخه آلبوم در سراسر جهان شده بود.

به رغم موفقیت های قابل توجه گروه  , شماری از مطبوعات شروع به حاشیه پردازی  و زدن تیتر های جنجالی در ارتباط با ” نورا ” همسر توماس کردند.

و چندی بعد در حالی که روزنامه نگاران مشتاقانه  سعی در  انتشار جزئییات فروپاشی گروه داشتند , اعضای گروه ( بوهلن و اندرس ) سعی در تسخیر انفرادی جهان موسیقی داشتند !
اما 11 سال بعد توماس و دیتر سعی کردند که همان گروه را باری دیگر زنده کنند .
اما افسوس که پس از گذشت 5 سال آن ها مجددا راه خود را از هم جدا کردند.
آنچه در زیر می خوانید مصاحبه ای اختصاصی است که چندی پیش هفته نامه ی Liter با توماس آندرس انجام داده است .

  • متن مصاحبه
Liter : توماس شما الان به طور انفرادی کار می کنید , اما خوشحال می شوم که کمی به عقب باز گردیم , به زمانی که شما یکی از اعضای گروه مادرن تاکینگ بودید ,  در حقیقت  این نام  برای اولین بار از کجا آمد  ؟ ( مادرن تاکینگ )
توماس : شما باورتان نمی شود اما در حقیقت   این ایده ی یک منشی بود.
داستان چیزی شبیه  به این بود :  من و دیتر در استودیوی ضبط بودیم و    پس از  ضبط ترانه ی YMHYM نماینده ی شرکت ضبط گفت که رکورد ترانه واقعا خوب است و این امر می تواند این ترانه را به راحتی تبدیل به یک سینگل عالی کند.
برای این منظور و عرضه ی سینگل ما می بایست نامی برای گروهمان برمی گذیدیم. ما در حال فکر کردن بودیم !
در این بین منشی نگاهی به تابلوهای تبلیغاتی که مربوط به گروه های شناخته شده در آن زمان بود انداخت , گروه هایی که با نام هایی چون talk ttalk , talking heads ,  modern bla- bla در بین مردم شناخته شده بودند.
و در نهایت پیشنهاد کرد که خوب است که گروه با نامی چون Modern Talk یا Modern Talking نامیده شود.
این نامی بود که ما آن را دوست داشتیم ,   و تشخیص دادیم که در واقع این نام همان چیزی ست که ما بدان نیاز داریم.
و این گونه بود که ما تبدیل به گروهی با نام بزرگ Modern Talking شدیم.
Liter : در اواخر دهه 80  , زمانی که گروه برای نسختین بار از هم پاشیده شد ,  شایعه شده بود که دلیل این جدایی همسر شما “نورا ” بود . در واقع علت واقعی چه بود ؟
توماس : مردم همیشه علاقه مند هستند که تمام اتفاقاتی که در گروه می افتد را مشاهده کنند و جزئیات را بدانند.  و این بدین علت است که جدایی ما در اواخر دهه 80 طرفداران را بسیار متعجب کرد و این مسئله حتی برایشان یک شوک  بود.
در بسیاری از موارد , واقعا  ” نورا ” مقصر بود . اما شما می دانید که ما بعدا مجددا سعی کردیم که با یکدیگر کار کنیم و حتی 6 آلبوم را نیز ضبط کردیم اما دوباره راهمان از هم جدا شد و آن زمان ” نورا ” همسر من نبود . او نبود !
من باور دارم که قبول اینکه مقصر همه چیز نورا و دیتر بودند طبیعتا بحث پیچیده  ای است.  اما هنگاهی که آن ها یکدیگر را ملاقات می کردند کار کردن با یکدیگر واقعا سخت بود.
اما باز هم من نمی توانم بگویم که او ( نورا ) دلیل اصلی جدایی گروه در دهه 80 بود.  باور من این است که دلیل آن همه در قید دیتر است !
اما این داستان برای گذشته است  و اکنون به تاریخ پیوسته است و من دوست دارم که  زمانی که مردم به گذشته نظر می افکنند   سعی کنند مسائل را درک کنند و به جلو پیش روند.

Liter : بلافاصله پس از فروپاشی گروه شما به چه کاری پرداختید ؟
توماس : در بین سال های 1988 تا 1991 من یک  تور را در آمریکا داشتم .
سپس در لس آنجلس سکنی گزیدم وترانه های جدید خود و یک آلبوم انفرادی را تولید کردم
در آن زمان گاه به گاه  من و دیتر  تلفنی صحبت  می کردیم تا اینکه در سال 1998 او تصمیم گرفت که گروه را دوباره تشکیل دهیم و در صحنه اجرا
داشته باشیم    و تمام آنچه که در آن زمان اتفاق افتاد در نتیجه ی پاره ای از مسائل بود که در آن زمان وجود داشت
قضیه از این قرار است :  در سال 1997 یک وکیل نزد من آمد و خیلی ساده از من پرسید که آیا دوست دارم که گروه مجددا تشکیل شود ؟  او همچنین به من گفت که شرکت های ضبط موسیقی در آلمان خیلی علاقه مند به این موضوع هستند .
و اگر این اتفاق بیفتد ما یک تور بزرگ در اروپا در پیش خواهیم داشت که توسط شرکت های تبلیغاتی حمایت خواهد شد
“من فقط این را می خواهم بدانم که آیا شما متعجب نمی شوید ؟”
سپس من در مورد این موضوع حدود 2 هفته فکر کردم و سرانجام موافقت خودم را اعلام کردم.

Liter : در آن زمان ترانه های گروه توسط ” دیتر ” نوشته می شد . و اکنون که شما به عنوان یک هنرمند سلو کار می کنید چه   کککسی این وظیفه را انجام می دهد ؟
توماس : من تعدادی آهنگساز دارم به علاوه اینکه برخی از ترانه را خودم می نویسم . علاوه بر این شما می دانید که امروزه بدون هیچ مشکل و دغدغه ای دیسک ,  نوار و یا هر چیزی به راحتی از طریق اینترنت ارسال شود .
من هر هفته ایمیل هایی را دریافت می کنم که نه  تنها شامل متن هستند بلکه شامل موسیقی و انتخاب آهنگ ها است .
Liter : بسیاری از هنرمندان سرشناس و شناخته شده سعی دارند که در کارهای جدید دست داشته باشند . برای مثال به عنوان یک تهیه کننده برای یک هنرمند جدید و تازه کار ! اما آیا شما قصد ندارید که یک همچین کاری را انجام دهید ؟
توماس : نه ,  در حال حاضر من زمان کافی برای انجام  چنین کاری ندارم . اما من قبلا سعی در انجام این کار کرده ام  و حتی چندین پروژه ی موسیقی نیز داشته ام .
من سال های زیادی را صرف اجرای کنسرت های مختلف و  شرکت در برنامه های تلویزیونی متعدد کرده ام . به علاوه من یک خانواده دارم که در خانه انتظار مرا می کشند.
من  با چندین تهیه کننده  کار می کنم  و اگر آن ها هر ایده ای داشته باشند با من در میان می گذارند . سپس من در مورد آن فکر می کنم و سعی می کنم که کاری را در جهت به انجام رساندن آن انجام دهم .
Liter : من شنیده ام که شما در قزاقستان تبدیل به یک عضو دائم یکی از احزاب خصوصی شده اید . در ارتباط با این سخنرانی چه احساسی دارید ؟
توماس : نه تنها در قزاقستان بلکه در سرتاسر جهان !  این قسمتی از این تجارت است ,   که همه ی هنرمندان را شامل می شود . و نه تنها در شوها و اجرا هایی که به صورت باز به نمایش در می آیند بلکه حتی در کنسرت ها و نمایش های خصوصی .
و همچنین از منظر کسب و کار نیز بسیار سودآور است. من واقعا اغلب به قزاقستان سفر می کنم و شما به درستی متوجه این مطلب شده اید.
و من می خواهم بگویم که ” آلماتی  و آستانه “  را من بیشتر دوست دارم. این دو شهر هر دو بسیار زیبا هستند .
در آلماتی من مردمان را دوست دارم چرا که آنها مردمی باز , جالب و البته زیبا هستند.
Liter : با توجه به برنامه ی زمانی تنگ تورهایتان که من آن را درک می کنم ,   آیا شما می توانید مکررا به خانه سر بزنید ؟  خواسته های همسرتان در این باره چگونه است ؟
توماس : این بخشی از زندگی من است .  و همسرم در ابتدا این امر را درک کرد و موافقت کرده بود .  او در محیط کاری موسیقیایی من نیست و در نتیجه در دفتر من کار می کند . واقعا کارهای بسیار زیادی در کار من وجود دارد و او بسیار به من کمک می کند.
به علاوه مراقبت از خانه و خانواده زمان بسیاری می برد و من درک می کنم که گاهی اوقات کارها بسیار دشوار است اما راه دیگری وجود ندارد .
پیش از این ,  زمانی که هنوز فرزندمان متولد نشده بود ,  ” کلودیا “  اغلب با من بود و همه جا با من می آمد . اما صادقانه می گویم که برایش خسته کننده بود. و من آن را خوب درک می کنم .  من مصاحبه می دادم  و زمانی  دیگر در برنامه های تلویزیونی شرکت می کردم و او در تمام این مدت فقط می نشست و انتظار می کشید.
من سعی می کنم که بیش از 5 یا 6 روز را دور از خانواده ام نباشم  و پس از هر برنامه ای به سمت خانه پرواز می کنم و یک الی دو روز را با آن ها می گذرانم و سپس به ادامه سفر های کاری ام می پردازم.
هر تابستان من 4 تا 5 هفته را با خانواده ام می گذرانم .
اما شما می دانید که منظور من چیست ,   پسر من فکر می کند که این تنها گزینه ی درست است . از زمان تولدش او دیده که دائما پدرش در حال سفر و رفتن به اینجا و آنجاست ,  برای چند روز به خانه می آید و سپس دور می شود.
بنابراین در حال حاضر زمانی که من قصد دارم راهی جاده شوم ,  او فقط به من می گوید که : به زودی تو را می بینم !