19 October, 2019

مصاحبه خواندنی توماس اندرس با خبر گزاری BBC​


[​IMG]


  • متن مصاحبه :

بی بی سی : توماس شما از چه زمان خوانندگی را شروع کردید ؟
توماس : چگونه می توانم دقیقا به یاد داشته باشم . من همیشه می خواندم من فکر می کنم که : این در طبیعت و سرشت من نهفته شده باشد . ماردم می گفت که زمانی که من ۳ یا ۴ ساله بودم و بستگان برای دیدن ما به منزلمان می آمدند من شروع به خواندن می کردم و برای آنها یک شو به نمایش می گذاشتم.

و در سن ۶ سالگی من اولین کنسرت عمومی خود را در حضور ۸۰ تا ۹۰ نفر اجرا کردم . این به من یک احساس فوق العاده قوی بخشید و از آن روز بود که تصمیم گرفتم که :موزیک و صحنه های بزرگ به من تعلق دارد .

بی بی سی : اما علاوه بر موسیقی تا آنجا که من می دانم شما در جوانی طرفدار روزنامه نگاری بودید ؟
توماس : بله این درست است . من به مدت ۲ سال در دانشکده روزنامه نگاری تحصیل کردم ولی فقط زمان کافی برای تحقیقات عمیق در این باره نداشتم . و به غیر از این من در دانشگاه به مطالعه زبان و ادبیات آلمانی و همچنین موسیقی پرداختم و انچه بیش تر از هر چیز مرا مجذوب خود کرده بود روزنامه نگاری بود.

“من فکر می کنم که بشریت چیزی را بابت این واقعیت که من یک روزنامه نگار نشدم از دست داده باشد!”

بی بی سی : نام “توماس اندرس” از کجا آمد ؟
توماس : در سن ۱۵ سالگی من اولین قرارداد خود را با استیدیو ضبط بستم و آن جا بود که تهیه کننده من گفت که نام واقعی من ” Bernd Weidung ” برای وارد شدن به دنیای حرفه ای موسیقی مناسب نیست.

و ما نام مستعار ” توماس اندرس ” را خلق کردیم. اندرس نام رئیس کمپانی ای بود که ما با آن کار می کردیم. و ما امیدوار بودیم که او به خاطر این اسم مستعار با شور اشتیاق و با افزایش بودجه برای آلبوم آینده از ما قدردانی خواهد کرد. ( که البته این یک اشتباه محض بود )
خوب به هر حال , نام اندرس در دهه ۷۰ در آلمان بسیار مشهور بود.

 

[​IMG]

بی بی سی : در پی موفقیت های بی نظیر و فوق العاده ی مدرن تاکینگ در دهه ۸۰ شما در زمانی برای زندگی به ایالت متحده آمریکا مهاجرت کردید. شما در مورد نوع زندگی آمریکایی چه می توانید بگویید ؟
توماس : ما این کار را با بی فکری همسر سابقم نورا آغاز کردیم . بدون فکر و تصمیم قبلی . ما تصمیم گرفتیم که برای چند هفته و تنها برای استراحت به ایالات متحده سفر کنیم.

ما ابتدا به نیویورک رفتیم و سپس به لس آنجلس نقل مکان کردیم. هفته بعد نورا گفت : ” این جا جایی ست که ما باید در آن زندگی کنیم . و لازم است که یک خانه اینجا بخریم . ! ”
و من جواب دادم که ” آیا تو دیوانه شدی ؟ مسائل و مشکلات ما در این جا مانند این یک هفته قابل حل نیست ! ”
نورا در پاسخ گفت که : زندگی کوتاه است . و ما باید یک خانه در لس آنجلس بخریم .

و ما در ظرف مدت دو هفته آنجا خانه خودمان را داشتیم. و در ابتدا من واقعا این زندگی را دوست داشتم , افتاب کالیفرنیا , غذاهای خوب , ملت بزرگ….
سپس من سرانجام از آلمان به آمریکا نقل مکان کردم و بنابراین به مدت ۳ سال آنجا زندگی کردم . در آخرین سال زندگیم در لس آنجلس , خستگی بر من غلبه کرده بود . و ناگهان اخساس نوعی یکنواختی در سراسر زندگیم کردم , افرادی که در ابتدا به نظرم خیلی جدید و جالب می آمدند و همه چیز برایم به یک چیز عادی تبدیل شد.

من درک کردم که من راه زندگیم را در اروپا گم کرده ام و برای جستجو و یافتنش باید به آنجا باز گردم و سرانجام به آلمان بازگشتم.

 

[​IMG]

[​IMG][​IMG]

بی بی سی : و در انگلیس مه آلود چه اتفاقی افتاد ؟
توماس : من هر سال به انگستان سفر می کنم . ما خوشحال هستیم که به لندن می رویم تا کمی خود را در جو فوق العده اش سهیم کنیم . من عاشق قدم زدن در خیابان Bond هستم , رفتن به کنسرت در Albert Hall , خرید کردن ….

در واقع , من فکر می کنم که , لندن و نیویورک در چیز هایی مشترک هستند . اما لندن و لس آنجلس برای من سیاره های متفاوتی هستند.

بی بی سی : در سال های اخیر شما اغلب برای اجرای کنسرت به روسیه سفر کرده اید . به نظر می رسد شما در آنجا هنوز طرفداران بیشماری دارید ؟
توماس اندرس : من فکر می کنم که ” موسیقی ما هنوز زنده است . به خصوص در شرق اروپا “.

بی بی سی : در فهرست آهنگ های اجرایی در کنسرت هایتان بیشتر آهنگ های مدرن تاکینگ به چشم می خورد یا ترانه های سولوی خودتان ؟
توماس اندرس : من فکر می کنم که این کنسرت ها بدون YMHYMS و Cheri Cheri lady یک فاجعه وحشتناک خواهد بود و عموم مردم تا حد زیادی ناراحت و نا امید خواهند شد .

بنابراین برنامه های من همیشه ترکیبی از ترانه های توماس و گروه مدرن تاکینگ است . ( دومی , بنا بر یک قاعده و قانون , کمی بیش از نصف را به خود اختصاص می دهد – منظور مدرن تاکینگ )

به نظر من , برای عموم چندان تفاوتی بین توماس اندرس و تک نواز مدرن تاکینگ وجود ندارد زمانی که Brother louei و Cheri cheri lady را می خواند.

بی بی سی : آیا شما با هر سفر جدیدتان به روسیه متوجه تغییر در روسیه می شوید ؟ شما برای اولین با در زمان شوروی سابق به آنجا سفر کردید ؟
توماس : زمانی که من اولین کنسرت خود را در سال ۱۹۹۰ در موسکو اجرا کردم , همه چیز متفاوت بود. آن زمان KGB بود , و شما نمی توانستید به هر جا که می خواهید بروید . رستوران ها شانس انتخاب غذاها و ظروف محدودی داشتند .

“مردم در روسیه شگفت آور هستند , با یک غم و اندوه بزرگی که درونشان هست.”

سه سال بعد , من یک بار دیگر به روسیه سفر کردم و از اینکه دیدم همه چیز چگونه دگرگون شده و تغییر کرده شگفت زده شدم. طبقه بندی ظروف کاهش یافته بود , و لیست غذا ها توسط یک گارسون ارائه می شد و به علاوه غذا ها خوب بود. این کاملا با اولین بازدید من در تضاد بود.

در سال ۲۰۰۹ ما با شما در هتل موسکو می نشستیم و از پنجره آنجا می توانستیم ماشین های بیشتری را ببینیم که در روسیه تولید شده اند . به عقیده من , ظرف ۲۰ سال گذشته تغییرات فراوانی در زندگی در پایتخت روسیه ایجاد شده , این کشور و به طور کلی زندگی مردم آن, حالا تبدیل به دنیای متفاوتی شده است.

بی بی سی : و چه چیز بیشتر از همه شما را در روسیه شگفت زده می کند ؟
توماس : مردم آنجا شگفت انگیز هستند . نوعی غم در وجود آنها هست که من نظیرش را جایی ندیده ام . من نمی دانم که آیا آب و هوا و تاریخ کشورشان تاثیری بر مردم روسیه داشته و یا نه , به طور خلاصه مردم روسیه روح مرموز و رمز آلودی دارند …

بی بی سی : و آنچه را که شما از مناطق روسیه تصور دارید چیست ؟ مناطق دورافتاده روسیه
توماس : من در سنت پترزبورگ و بسیاری از جاهای دیگر در روسیه بوده ام . در استان هایی که مردم زندگی می کنند البته فقر بیش از مناطق شهری ست . من فکر می کنم که ساکنان شهرستان کمتر از آن هایی که در شهر ها زندگی می کنند خوشحال نیستند.

[​IMG]

بی بی سی : توماس , بگو که بحران جهانی اقتصاد چه تاثیری بر توماس اندرس گذاشته است ؟
توماس : من در مورد بحران فکر نمی کنم. اما تعدا کنسرت ها در سال های اخیر واقعا کمتر شده اند. همه هنوز هم استطاعت مالی برای تهیه بلیط کنسرت هایم را ندارند. ( به خدمت گرفتن نوازندگان و سازها متحمل هزینه ی گزافی ست )

ولی با این حال , من فکر می کنم که یک چند سالی ما در مورد این بحران صحبت نخواهیم کرد. وقتی که من روزنامه های آلمانی را می خوانم که در پایان این سال ما در رتبه و سطح ۲۰۰۳ خواهیم بود , از خودم می پرسم که چه چیزی در سال ۲۰۰۳ بود ؟ ما تا به حال قحطی داشته ایم ؟ یا آیا من در زندگیم مشکلی جدی داشته ام ؟

اگر من کسی را داشتم که به شما بگوید که , استانداردهای زندگی من , دقیقا تکرار آن چیزی ست که در سال ۲۰۰۳ بود , ما جشن و مهمانی بزرگی خواهیم گرفت و صمیم قلب خواهیم خندید !!
بدون شک , بحران به همه ما ضربه زده است , رک و پوست کنده بگویم , این یک نکته مثبت هم دارد , بحران خیلی از ما را در شریط و مکان های خاصی قرار می دهد.

بی بی سی : توماس شما در آلمان متولد شده اید , و زبان انگلیسی برای شما یک زبان خارجی ست . چگونه توانستید آن را یاد بگیرید ؟ آیا مشکل بود ؟
توماس : در مدرسه یادگیری زبان سخت بود. با معلم خود من هیچ شانس و اقبالی نداشتم او قادر به آموزش نبود. به عقیده من , بهتر است که هزینه آن را برای کار دیگری در زندگی استفاده کرد.

هر چه بود , زمانی که من به لس آنجلس رفتم مجبور بودم که برای ارتباط با دیگرا زبان انگلیسی بیاموزم . همه آموزش زبان من بر اساس ارتباط با آمریکایی ها حاصل شد . تجربه منفی مطالعه زبان در مدرسه فرصتی برای درک این مطلب به وجود می آورد که یک معلم خوب تا چه اندازه می تواند مهم باشد تا در آینده شما با مشکل مواجه نشوید.
شما باید سعی کنید مهارت های اصلی زبان ( مانند اصول اولیه دستو زبان ) را در مدرسه بیاموزید و بعد در کشور های انگلیسی زبان ( مثل امریکا , انگستان و استرالیا ) آن را بهبود بخشید.

فقط یک چیز وجود دارد , به نظر من , شما می توانید زندگی کردن انگیسی را یاد بگیرید.

در ۲ یا ۳ ماه اول زندگی در لس آنجلس من این توانایی را یافتم که ارتباط خود با مردم را آغاز کنم. ( و این فقط توانایی سفارش شراب یا سالاد در رستوران نبود و بلکه توانایی در بحث و گفتگو ) و این زمانی بود که من احساس آزادی بیشتری در آمریکا کردم.
علاوه بر انگلیسی من کمی فرانسوی صحبت می کنم . آلمانی زبان مادری من است. و دیگر اینکه شروع به یادگیری زبان اسپانیا یی کرده ام ( من خانه ای در اسپانیا دارم – آیبیزا)

بی بی سی : در مورد زبان روسی چه , توماس ؟
توماس : روسی نمونه یک زبان مشکل است. ! اما اخیرا من در این فکر هستم که یک مربی برای یادگیری پایه زبان روسی استخدام کنم .

مشکل این است که ما نیاز داریم که از ابتدا یاد بگیریم چرا که تلفظ ها به طور کامل جدید است و همین طور نوشتن این زبان.
اما در یک کلام بگویم که ” یاد گیری زبان در هیچ سنی دیر نیست ”

“اطلاعات بیشتر در انجمن”

من ، محمد هستم . عاشق مدرن تاکینگ . بیش از یک دهه است که صدای توماس و ملودی های دیتر من رو درگیر خودش کرده . مدرن تاکینگ رویایی فراموش نشدنی ... (: ❤