مورچه و سلیمان نبی (ع)

Eng.naghdi

تازه وارد
Jul 11, 2009
5
0
5
33
كرج
#1
[r]
[/r]

روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،

نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.



سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.



در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.

مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.



سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.

ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.

آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.




سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.



مورچه گفت :


" ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.

خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.

خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.

این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد

من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم

و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا

می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم."



سلیمان به مورچه گفت :



"وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟"



مورچه گفت آری او می گوید :



ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

منعم

مدیر سابق
Jul 17, 2009
343
106
51
31
تهران
#2
فوق العاده زيبا و خواندني بود.

هميشه بايد شكرگزار بود...
خدا روزي و قسمت هركسي رو يه جايي قرار داده، هرچند يه جاي دور كه با سختي بدست مياد.. ولي هيچ وقت هيچكدوم از بنده هاشو فراموش نميكنه و هر كار خدا حكمتي داره.
 

Brother louie

عضو خودمونی
Apr 12, 2010
268
36
25
In The Garden Of Venus
#3
ممنون خيلي زيبا و خواندني بود


خدا هيچ گاه بنده هاش رو فراموش نميكنه و خدا اون روز رو نياره كه خدا بنده ي خودش رو به حال خودش وا بگذاره !



باز هم ممنون
:Gooool:
 

Brother louie

عضو خودمونی
Apr 12, 2010
268
36
25
In The Garden Of Venus
#4

مردمي كه روي زمين زندگي مي‌كردند مثل همه تاريخ در حال گذران زندگي روزمره شان بودند كه روزي يكي از فرشتگان مقرب خداوند را ديدند كه يك بسته كبريت در دست راست و يك سطل آب در دست چپ دارد اما در گوشه‌اي از آسمان نشسته و همانطور كه به انسانها نگاه مي‌كند اشك مي‌ريزد مردم جلو رفتند و از فرشته سوال كردند: اي فرشته محبوب، اتفاقي افتاده كه اين گونه اشك مي‌ريزي؟
فرشته گفت: به حال شما انسانها اشك مي‌ريزم !
مردم توضيح بيشتري خواستند و فرشته اشاره به دستهايش كرد و گفت: امروز از خداوند اجازه خواستم كه با اين كبريت، بهشت او را به آتش بكشم و با اين سطل آب ، آتش جهنم را خاموش كنم تا به اين وسيله خدا دوستان واقعي خود را بشناسد، يعني ديگر بهشتي نباشد كه مردم به خاطرش كار نيك انجام بدهند يا جهنمي نباشد كه از ترس آتشش از كار بد روي گردان شوند اما خداوند اين اجازه را نداد و گفت: من بنده‌هايم را دوست دارم پس مهم نيست كه آنها با بهانه من را دوست داشته باشند يا بي بهانه !
فرشته از جا برخواست و ادامه داد: به حال انسانها اشك مي‌ريزم كه قدر چنين خداي مهرباني را نمي‌دانند
 

Iran 4 Modern Talking

عضو کادر مدیریت
Jun 2, 2009
3,197
3,825
199
کرج
iran4moderntalking.ir
طرفدار
Dieter Bohlen
آلبوم مورد علاقه
1999-Alone
#5
هیچ کار خدا بی حکمت نیست فقط کافیه کمی بیشتر دقت کنی.

موندم چرا کمونیست ها و خیلی هایی که خداوند رو قبول ندارن چطوری خودشون رو با چند تا فرضیه مسخره درباره پیدایش کره زمین و جهان قانع کردن؟!
 

Aminem

عضو جدید
May 22, 2010
35
1
12
#6
به به عالی بود ممنون
 

نسترن

عضو جدید
Jun 13, 2009
62
4
12
33
كرج
#7
فوق العاده متن قشنگي بود با خوندنش كلي انرژي گرفتم. :Thanks: واقعا هم همينطوره خدا ممكنه بعضي وقتا يه كم دير به داد ما برسه ولي هيچوقت فراموشمون نمي كنه . من خودم هر وقت فكر ميكنم ديگه كاري از دستم برنمياد و خلاصه كم ميارم ياد اين متن ميفتم:

when god says yes, he want to give you what you want, when he says no, he want to give you something better, but when he says WAIT , he want to give you THE BEST

مشكل از ماست كه يه خرده كم طاقتيم...

:Yes: Gooool
 

Orca

تازه وارد
Sep 2, 2012
5
0
5
23
تهران
#8
خیلی جالب بود ممنون

 
B

banaf6e

Guest
#9
خیلی خیلی جالب بود امیدوارم ما رفیق بند کیف و جیب دوستامون نباشیم بلکه رفیق روزهای سخت و ناتوانی دوستامون باشیم